گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

55

كورشنامه ( فارسى )

مسرت و شادى شما باشم ؟ » سردسته جواب داد : « نه چنين انتظارى از تو نداريم ؛ زيرا در تماس با تو ممكن است آتش از تو برخيزد ، اما ديده نشده است كه احدى تبسمى بر لب تو آورد . » از اين بيان ، جملهء حضار به قهقهه خنديدند و حتى خود آگلائيتاداس تبسمى بر لبانش ظاهر شد . كورش كه نزديك دسته‌اى نشسته بود كه غرق سرور بودند گفت : « اى سردسته ، تو جدىترين مردان گروه ما را از اين توصيه به خنديدن بدراه و منحرف مىسازى ، به خصوص كه او با خنده مخالف است . » چون مطلب به اينجا رسيد كريزانتاس گفت : « كورش ، به عقيدهء من جملهء كسانى كه در اين جمع حضور دارند ، برخى داراى صفاتى نيك و بعضى صاحب روشى نكوهيده‌اند . ولى اگر ما در نبردى كه در پيش داريم فايق و پيروزمند شويم ، همه خود را در پيروزى سهيم و شريك مىدانند . به اين جهت است كه به عقيدهء من مذموم‌ترين روش و طريقه آن است كه نيك و بد را با يك چشم بينند و با يك ميزان بسنجند . » كورش جواب داد : « بهتر است كه اين سؤال را در حضور عموم سربازان در اردوگاه مطرح كنيم و از آنها بپرسيم آيا سزاوار مىدانند كه در صورت پيروزى براى عموم سهمى مشابه قايل شويم يا اين‌كه پس از آزمايش‌ها به هركسى آنچه درخور اوست داده شود . » كريزانتاس بانگ برآورد كه چرا مطلب را در غير اين محفل مطرح سازيم چرا نگوييم كه تو چنين خواهى كرد ، مگر تو جوايز و مسابقاتى براى تشخيص صلاحيت افراد معين ننموده‌اى ؟ » كورش جواب داد : « موضوع يكى نيست . چه سربازان مىگويند آنچه از جنگ حاصل شود ثمرهء فعاليت دسته‌جمعى است و حال آن‌كه فرمان‌دهى سپاه از راه وراثت حق من است و وديعه‌اى است كه از اجداد من به من رسيده است . و بدين‌سبب آنچه را من مقرر دارم عين عدالت مىدانند . » كريزانتاس گفت : « اگر جميع افراد در نقطه‌اى گرد هم آيند تا دربارهء اين مطلب رأى بدهند ، تصور مىكنى همه معتقدند كه نبايد براى عموم سهمى مساوى قايل شد بلكه بايد رشيدترين افراد را از افتخار بيشترى بهره‌مند ساخت و به او پاداش بيشترى داد . » كورش جواب داد : « به عقيدهء من ، نتيجه جز اين نيست ؛ بخصوص كه شما جملگى به آن معترفيد كه اين‌چنين بايد باشد و ننگى بالاتر از اين نيست كه نخواهند به آن كسى كه بهتر از عهدهء انجام تكاليف خود برآمده پاداش بهترى بدهند . من معتقدم كه حتى رذل‌ترين افراد بر اين باور است كه هركه شايستگى بيشترى ابراز داشته است بايد پاداش بهترى دريافت دارد و مردان شجاع و رشيد سهم بيشترى در افتخار و سرافرازى داشته باشند . » كورش معتقد بود كه اين موضوع به خصوص در برابر سران قبايل بايد مطرح شود تا مورد توجه خاص آنان قرار گيرد ، و حس رشادت و فداكارى آنان برانگيخته شود ، و بدانند كه هرچه دل‌آورى بيشتر از خود نشان دهند پاداش بهترى دريافت خواهند داشت و در ميان اقران